کاردرمانی صرفا برای کودکان نیست و گاهی لازم است آگاهی لازم درباره نیاز های کودکان به والدین از طریق کاردرمانگران منتقل شود.

کودکان برای ادامه ی حیات و رشد خود نیازهایی ضروری دارند، مانند غذا، لباس، سرپناه و امنیت. ولی اینها تنها نیازهای فیزیکی آنهاست. کودکان برای رشد سالم و تبدیل شدن به انسانی کارآمد، شاد، مفید، مسئول و مهربان، نیاز دارند که از لحاظ عاطفی مورد توجه و حمایت قرار بگیرند تا از عزت نفس و شخصیتی سالم برخوردار باشند.

 

یکی از جنبه های کاردرمانی کودکان مبحث بسیار مهمی است که تحت عنوان رفتاردرمانی از آن یاد میشود. از نظر بسیاری از والدین ، نیازها تنها در سطح فیزیکی خلاصه می شوند و چه بسا از اینکه برای فرزندشان جا و مکان و غذا فراهم می کنند بسیار به خود ببالند و بر سر آنها منت بگذارند، و جالب اینکه از نظر این افراد، وظیفه ی رشد روانی و پرورش استعدادها و قابلیت ها همه به عهده ی خود کودک است. صرفا چون شما اهمیت نمی دهید، به این معنا نیست که آسيب ندیده اید.

 

در بسیاری از موارد در جلسات کاردرمانی کودکان می بینیم والدین از فرزند خود چیزی را طلب می کنند که هرگز به او نداده اند، مانند اعتماد به نفس، توانایی گرفتن حقشان و آداب معاشرت صحيح، و چه بسا فرزندشان را بابت ناکارآمدی در برخی زمینه ها مؤاخذه یا تنبیه و تحقیر هم بکنند. بسیاری از این دست والدین حتی از استعدادها و علایق فرزند خود ناآگاهند. یا مثلا استعداد او را در نقاشی مسخره می کنند چرا که آن را راه مناسبی برای پول درآوردن نمی دانند. این دست از ولدین شاید از وجود خدماتی که در کلینیک کاردرمانی کودکان به عنوان رفتاردرمانی و روانشناسی کودکان برای شیوه های مناسب کنترل و آموزش به کودکان ارائه میشود بی اطلاع باشند.

 

از سایر حقوق طبیعی کودکان، برخورداری از والدینی است که مسئولانه فرزندشان را از اشتباهات و خطرات بازدارند بی آنکه او را مورد تنبيهات جسمی و روانی قرار دهند. کاردرمانی برپایه رفتارهای کودک و والدین به ترتیبی انجام میشود که نحوه رفتار و گرفتن پاسخ از کودک هم برای والدین و هم برای کودک قابل پذیرش باشد.

 

و درنهایت باید به این نکته توجه کنیم که کودکان حق دارند که کودک باشند و کودکی کنند. آنها حق دارند بازی کنند و مسئولیتی به عهده شان نباشد. مسلما همچنان که بزرگتر می شوند، والدین دانا با دادن مسئولیت هایی مناسب سنشان به آنها، البته نه مسئولیت و انتظاراتی که به قیمت کودکی نکردن آنان تمام شود، در مسیر رشد و پختگی کمک شان می کنند. در کاردرمانی کودکان برنامه ها و مداخلات درمانی با ترکیب بازی و سرگرمی برای کودکان همراه میشود و آنها ضمن یادگیری و تمایل به مشارکت به بازی و کودکی خود نیز میرسند.

 

 

نقش کاردرمانی در آموزش نحوه عبور از مشکلات و کنترل چالش ها در زندگی روزمره به کودکان

کودکان تمام پیام هایی را که از جانب والدین به آنها می رسد، اعم از کلامی و غیرکلامی، مانند اسفنج در خود نگه می دارند (این تجربه ای است که علاوه بر کاردرمانی ، والدین نیز کم و بیش آن را کسب میکنند). آنها حرف های والدین خود را می شنوند، رفتارشان را می بینند و ناخودآگاه تقلید می کنند. از آنجا که کودکان دسترسی کمتری به دنیای بیرون دارند، آنچه در خانه و از والدین دربارهی خود و دیگران می آموزند برای شان حکم قطعیت را پیدا می کند و نهادینه می شود.

 

نکته ای که کاردرمانی به والدین یادآور میشود این است که والدین نخستین و مهم ترین الگو در شکل گیری شخصیت و هویت فرزندشان هستند، به خصوص پدر برای پسر و مادر برای دختر. با وجود همه ی تغییر و تحولاتی که به ویژه در بیست سال اخیر در نقش های والدینی صورت گرفته است، باز هم مسئولیت ها و وظایف والدین به همان صورت قدیم به قوت خود باقی است . آنها وظیفه دارند نیازهای فیزیکی فرزندانشان را برآورده کنند.

 

آنها وظیفه دارند کودکانشان را از آسیب ها و خطرها در امان نگه دارند. آنها وظیفه دارند نیازهای عاطفی فرزندانشان اعم از عشق و توجه را برآورده کنند. آنها وظیفه دارند کودکانشان را از آسیب های عاطفی محافظت کنند. آنها وظیفه دارند راهبردهایی صحیح در زمینه ی اخلاق و انسانیت را به فرزندانشان بیاموزند. بدیهی است که به موارد بالا می توان موارد مهم دیگری نیز اضافه کرد، اما بی تردید پنج مسئولیت ذکر شده در بالا از الزامات اصلی والدین است. در شرایط خاص به ارزیابی دقیقتر برای یافتن علت و راه حل درست از سوی متخصص کاردرمانی کودکان و روانشناسان کودک نیاز است.

 

والدین سمی که در مثال های قبلی ما آورده شدند، اغلب در رفع این نیازهای ضروری اولیه سست و نامسئول بوده اند. در بیشتر موارد، این گونه والدین خود نیز در زمینه ی افکار و عواطف دچار آسیب و اشکال هستند و اغلب نه تنها در زمان نیاز در کنار فرزندان خود نیستند، بلکه حتی انتظار دارند فرزندانشان از آنها مراقبت کنند.

 

زمانی که پدر و مادری وظایف والدینی خود را به فرزندان خود تحمیل کنند، نقش های خانوادگی درهم می ریزد و جابه جا می شود؛ یعنی کودکی که به دلیل بی کفایتی یا ناتوانی والدین عهده دار تأمین امنیت و تربیت خود یا به عبارتی والد خود شده است، کسی را ندارد تا از او بیاموزد، الگوبرداری کند یا در موارد لازم به او بیاویزد. در واقع کاردرمانی کودکان قصد دارد به این موضوع بپردازد که کودک بدون داشتن الگوی والدینی مؤثر در زندگی اش، در زمانی که در مرحله ی حساس رشد عاطفی و شکل گیری هویت خود است به شدت درگیر طوفان های عدم احراز هویت و عدم اعتماد به نفس و سردرگمی می شود.

 

 

 

 

منبع : بخشی از کتاب والدین سمی (سوزان فوروارد)